Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print
  • بدنبال فرار از جنگ

ترامپ در افغانستان راه فرار از جنگی را باز کرد که امریکا پس از بیست سال نتوانسته بود در آن به اهدافش برسد. حالا خودش جنگی را علیه ایران آغاز کرده که نه نتیجه دلخواهش را داده و نه راه روشنی برای پایان آن پیدا شده است. دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاست‌جمهوری‌اش به این نتیجه رسید که ادامه جنگ افغانستان دیگر سودی برای امریکا ندارد. واشنگتن بیست سال جنگیده بود، میلیاردها دالر هزینه کرده و هزاران سرباز خود را از دست داده بود، اما طالبان همچنان می‌جنگیدند و حکومت اشرف غنی که مورد حمایت امریکا بود، بدون حضور نیروهای خارجی آینده مطمئنی نداشت.

ترامپ تصمیم گرفت راهی برای این مخمصه پیدا کند و در فبروری ۲۰۲۰ در توافقی شرم‌آور برای ایالات متحده، با طالبان توافق کرد؛ توافقی که حکومت وقت افغانستان از مذاکرات اصلی آن کنار گذاشته شده بود. در آن روز واشنگتن بیشتر از آنکه نگران سرنوشت نظام سیاسی افغانستان باشد، به دنبال پایان دادن به جنگ بود. نتیجه این توافق را همه دیدند. طالبان دوباره به کابل برگشتند و نظامی که امریکا برای ایجاد و حفظ آن بیست سال هزینه کرده بود، ظرف چند روز فروپاشید.

حالا پنج سال بعد، ترامپ در موقعیتی متفاوت، اما با مشکلی آشنا روبه‌رو شده است. این بار نه وارث جنگ دیگری، بلکه مسئول جنگی است که خودش آغاز کرده است. او خواب دیده بود که نظام ایران سقوط می‌کند اما حالا بحث بر سر بازگشایی تنگه هرمز است.

  • ترامپ جنگ را چگونه تمام کند؟

دشواری اصلی ترامپ اکنون فقط ادامه جنگ نیست؛ مسئله این است که چگونه آن را پایان دهد. فرض کنیم فردا امریکا و ایران توافق کنند. ترامپ باید به مردم کشورش توضیح دهد حاصل ماه‌ها جنگ چه بوده است. نظامی که از تغییر آن سخن می‌گفت، همچنان بر سر قدرت است. اختلاف هسته‌ای حل نشده و تنگه هرمز، که پیش از جنگ مسیر عادی تجارت جهانی بود، اکنون به موضوع چانه‌زنی تهران و واشنگتن تبدیل شده است.

ایران برای بازگشایی تنگه هفت شرط مطرح کرده و از امریکا می‌خواهد پیش از ازسرگیری مذاکرات، تعهدات خود را عملی کند. این شروط شامل رفع محاصره بنادر ایران، برداشتن تحریم‌های نفتی و پایان خصومت‌ها در جبهه‌های منطقه‌ای است. تهران هم حاضر نیست ابتدا تنگه را باز کند و سپس منتظر بماند تا ببیند امریکا به وعده‌هایش عمل می‌کند یا نه.

برای ترامپ، پذیرش چنین ترتیبی از نظر سیاسی آسان نیست. او جنگ را برای تحمیل شرایط امریکا آغاز کرد، اما اکنون برای پایان دادن به آن باید شروط طرف مقابل را نیز جدی بگیرد.

  • جنگی که حالا به انتخابات امریکا رسیده است

مشکل ترامپ تنها ایران نیست. جنگ به جیب شهروندان امریکایی رسیده است. اینروزها، قیمت نفت برنت به بیش از ۱۱۶ دالر در هر بشکه رسیده. قیمت بنزین در امریکا نیز نسبت به پیش از جنگ افزایش چشمگیری داشته است. ترامپ با وعده کاهش هزینه زندگی و دور نگه داشتن امریکا از جنگ‌های پرهزینه به کاخ سفید برگشت. اکنون مردم با قیمت بالاتر سوخت، نگرانی درباره تورم و جنگی مواجه‌اند که پایان آن معلوم نیست.

براساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس، حدود ۶۰ درصد امریکایی‌ها از نحوه مدیریت جنگ ایران توسط ترامپ ناراضی‌اند. این ارقام برای رئیس‌جمهوری که تنها چند روز تا انتخابات میان دوره‌ای کانگرس فاصله دارد، نگران‌کننده است.

ترامپ اعلام کرده بود تا انتخابات سوم نومبر حمله تازه‌ای به ایران انجام نخواهد داد اما این‌روزها در حال تهدید نظامی علیه ایران است و احتمالا قصد دارد با حمله‌ای کوتاه به این کشور، خود را قبل از انتخابات به عنوان پیروز این جنگ معرفی کند. برای جمهوری‌خواهان، خطر ازدست دادن اکثریت مجلس نمایندگان جدی است. اگر چنین اتفاقی بیفتد، ترامپ دو سال باقی‌مانده ریاست‌جمهوری‌اش را با محدودیت‌های سیاسی بیشتری سپری خواهد کرد.

  • ایران و تغییر محاسبات امریکا در اوکراین

جنگ ایران برای ترامپ مشکل دیگری هم ایجاد کرده است. واشنگتن برای پایین‌آوردن قیمت جهانی سوخت، به تصمیم‌هایی روی آورده که با سیاست فشار بر روسیه در تضاد قرار می‌گیرند. دولت ترامپ بخشی از محدودیت‌های صادرات گازوئیل روسیه را کاهش داده است. رئیس‌جمهور امریکا همچنین از اوکراین خواسته حملات به پالایشگاه‌های نفت روسیه را متوقف کند.

این اقدامات در کی‌یف و میان شماری از متحدان اروپایی امریکا نگرانی ایجاد کرده است. آن‌ها سال‌ها تلاش کرده‌اند درآمدهای نفتی روسیه را محدود کنند تا هزینه ادامه جنگ برای مسکو افزایش یابد اما حالا افزایش قیمت انرژی، دولت امریکا را به تصمیم‌هایی سوق داده که می‌تواند این فشار را کاهش دهد.

ترامپ برای مهار پیامدهای جنگی که علیه ایران آغاز کرده، حاضر شده در سیاست انرژی مربوط به روسیه انعطاف نشان دهد؛ انعطافی که می‌تواند به سود مسکو تمام شود. به عبارت ساده‌تر، جنگ ایران فقط منابع و توجه امریکا را در خاورمیانه درگیر نکرده، بلکه بر قدرت چانه‌زنی واشنگتن در جنگ اوکراین نیز اثر گذاشته است.

  • شباهت افغانستان و ایران کجاست؟

نباید تصور کرد افغانستان و ایران دو جنگ یکسان‌اند. امریکا در افغانستان با طالبان می‌جنگید و برای بیست سال نیروی زمینی در آن کشور داشت. ایران یک دولت با ارتش، توان موشکی، اقتصاد و موقعیت راهبردی متفاوت است. جنگ کنونی هم هنوز به تجربه اشغال طولانی افغانستان شباهت ندارد. اما یک شباهت مهم وجود دارد.

در افغانستان، امریکا توانست طالبان را از قدرت کنار بزند، اما نتوانست یک نظام سیاسی پایدار ایجاد کند. در ایران، امریکا و اسرائیل با وجود حملات سنگین و آسیب رساندن به بخشی از ساختار نظامی ایران، اما هنوز نتوانسته‌اند نتیجه سیاسی مورد نظر خود را به دست آورند. این دو تجربه نشان می‌دهند که تخریب توان نظامی طرف مقابل، به معنای رسیدن به اهداف سیاسی نیست.

افغانستان برای امریکا به جنگی تبدیل شد که سرانجام بیرون‌شدن از آن، بر تحقق بسیاری از اهداف اولیه اولویت پیدا کرد. در ایران نیز این خطر برای ترامپ وجود دارد که به جای دستیابی به آن پیروزی قاطعی که وعده داده بود، ناچار شود ماه‌ها برای یافتن راه پایان جنگ مذاکره کند. تفاوت در این است که او این بار نمی‌تواند مسئولیت آغاز جنگ را به دولت‌های پیش از خود نسبت دهد.

  • ترامپ در جست‌وجوی پایان جنگ است یا راهی برای اعلام پیروزی؟

ترامپ اکنون با وضعیتی روبه‌روست که انتخاب آسانی در آن دیده نمی‌شود. اگر جنگ را ادامه دهد، خطر افزایش قیمت نفت، گسترش درگیری و فشار سیاسی در داخل امریکا بیشتر می‌شود. اگر توافق کند، باید روشن سازد چرا پس از ماه‌ها حمله، تحریم و محاصره، هنوز ناچار است درباره برنامه هسته‌ای و تنگه هرمز با همان حکومتی مذاکره کند که زمانی از تغییر آن سخن می‌گفت و اگر بخواهد بدون توافقی پایدار از بحران خارج شود، روسیاهی بزرگتری برایش باقی خواهند ماند.

ترامپ جنگ را با وعده تغییر معادلات ایران آغاز کرد. امروز ایران همچنان پابرجاست، مسئله هسته‌ای حل نشده، هرمز به اهرم فشار تهران تبدیل شده، نفت گران‌تر شده و پیامدهای بحران حتی به جنگ اوکراین رسیده است.

او حالا باید راهی پیدا کند که هم جنگ را تمام کند و هم بتواند پایان آن را به مردم امریکا پیروزی معرفی کند. مشکل اینجاست که این دو هدف با یکدیگر سازگار نیستند و شاید این همان درسی باشد که واشنگتن از افغانستان گرفت، اما ترامپ هنگام ورود به جنگ ایران آن را چندان جدی نگرفت: آغاز جنگ در اختیار رئیس‌جمهور است، اما پایان آن همیشه مطابق خواست او رقم نمی‌خورد.

فرار از جنگ
از کابل تا تهران، امریکا بدنبال فرار از جنگ شکست خورده

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=13543

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *