«یا ایرانیها ما را نابود خواهند کرد یا ما آنها را نابود خواهیم کرد.» این جمله را بنیامین نتانیاهو در یک همایش انتخاباتی و در آستانه انتخابات کنست اسرائیل بر زبان آورد و از شهروندان خواست برای نجات سرنوشت رژیم، پای صندوق بروند. در واقع این سخن، یک بیانیه راهبردی نیست، بلکه یک فریاد انتخاباتی است. کسی که نابودی را به مثابه یک دوراهی مطلق طرح میکند، نه از موضع قدرت، که از موضع اضطراب وجودی سخن میگوید.
توهم نتانیاهو در مورد نابودی ایران
پارادوکس تلخ ماجرا دقیقاً همینجاست. رژیمی که دیگران را به نابودی تهدید میکند، خود در حال تجربه نوعی فرسایشِ تدریجیِ مشروعیت و انزوای راهبردی است.
نتانیاهو مدعی است که ۹۰ درصد مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را طی کرده و تنها ۱۰ درصد باقی مانده است، اما این ریاضیات انتخاباتی، در برابر واقعیت میدانی و حقوقی رنگ میبازد. واقعیتهای موجود و نیز گزارشهای جهانی از جمله گزارش مرکز مطالعات شبکه الجزیره، نشان میدهد که اسرائیل با وجود گشودن چندین جبهه همزمان، نهتنها برتری پایدار به دست نیاورد، بلکه در هدف کلیدی تضعیف ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای نیز ناکام ماند و بیش از پیش به انزوای سیاسی فرو رفت.
ایران قویتر شد
ایران، برخلاف ادعای نتانیاهو، توانست دانش راهبردی، توانمندیهای نظامی و جایگاه منطقهای خود را حفظ و تقویت کند. این شکاف میان خطابه و نتیجه، هسته بحران مشروعیت رژیمی است که بقای خود را بر تهدید وجودی بنا نهاده است.
تراژدی تلخ در غزه
اما عمیقترین پارادوکس، در جای دیگری نهفته است. نتانیاهو ایران را به نابودی متهم میکند، در حالی که سه سال گذشته، تصویر جهانیِ اسرائیل نه با تهدیدِ ایران، بلکه با کابوس غزه گره خورده است. بر اساس آمار وزارت بهداشت فلسطین، از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون دستکم ۷۴٬۵۴۴ فلسطینی به شهادت رسیده و بیش از ۱۷۵ هزار نفر زخمی شدهاند و این تنها آمارِ ثبتشده است، زیرا هزاران پیکر همچنان زیر آوار ماندهاند.
دادگاه بینالمللی در جنوری ۲۰۲۴ تشخیص داد که فلسطینیان غزه با نسلکشی مواجهاند و سه دستور الزامآور موقت علیه اسرائیل صادر کرد. دادگاه اما شاهد آن بود که اسرائیل نهتنها به این دستورها گردن ننهاد، بلکه به گفته افریقای جنوبی، نابودی جمعیتی که از پیش درهمشکسته بود را تسریع کرد.
اینجاست که ادعای دفاع از خود در برابر نابودی، به یک طنز تلخ تاریخی تبدیل میشود. رژیمی که خود را قربانی میخواند، در برابر چشم جهان، عامل فاجعهای انسانی است که سازمانهای حقوق بشری از جمله عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر آن را نسلکشی نامیدهاند.
شور جهانی علیه اسرائیل
و جهان، دیگر تماشاگر بیتفاوت نیست. طی سالهای اخیر خیابانهای لندن، واشنگتن، برلین، آتن، ورشو، رم و اکثر نقاط جهان، صحنه اعتراضات گستردهای شد که با نفرت از اسرائیل و حمایت از فلسطین گره خورده بود/ است.
همچنین نظرسنجی پیو نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد امریکاییها نگاه نامطلوبی به اسرائیل دارند. رقمی که در میان جوانان ۱۸ تا ۳۴ ساله به ۷۴ درصد میرسد. این سیل بیداری جهانی صرفاً یک اعتراض خیابانی نیست، بلکه نشانه یک چرخش پارادایمی در افکار عمومی جهان است. رژیمی که سرمایه مشروعیت خود را از روایتِ قربانی هولوکاست و دموکراسی محاصرهشده میگرفت، اکنون در افکار عمومیِ نسل جدید، با تصویر قدرتِ اشغالگر و ویرانگر پیوند خورده است و این، برای اسرائیل، بسیار خطرناکتر از هر موشکی است.
در سوی دیگر این معادله، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. ایران در سالهای اخیر، زیر شدیدترین فشارهای نظامی و تحریمی، نه به دنبال اشغال یک کشور، بلکه در حال تثبیتِ یک الگوی مقاومت بوده است. حمایت از جنبشهای فلسطینی، لبنانی و یمنی که در برابر اشغال و تجاوز ایستادهاند.
این راهبرد، اگرچه هزینههای سنگینی داشته، اما یک واقعیت را نمیتوان انکار کرد که ایران از معادلات قدرت منطقهای حذف نه، بلکه قوی شده است، در حالی که اسرائیل با انزوای فزاینده و بحران مشروعیت دستوپنجه نرم میکند،
بنابراین، جمله نتانیاهو را باید وارونه خواند. او میگوید: یا آنها ما را نابود میکنند یا ما آنها را. اما آنچه در عمل رخ میدهد، نه نابودیِ ایران به دست اسرائیل است و نه نابودیِ اسرائیل به دست ایران در یک نبرد نظامیِ متعارف (هرچند که ایران این قدرت را دارد). آنچه رخ میدهد، فرسایش درونی رژیمی است که برای بقای خود به یک دشمنِ بیرونی مطلق نیاز دارد و وقتی آن دشمن را نمیتواند نابود کند، ناچار است هر روز بیشتر در باتلاق خشونت و انزوا فرو رود. نتانیاهو با این جمله، نه قدرتِ اسرائیل، بلکه بحرانِ موجودیتِ آن را اعتراف کرد.
و تاریخِ معاصر به ما آموخته است که رژیمهایی که نابودی را بهعنوان تنها گزینه پیش روی خود میبینند، معمولاً پیش از آنکه دیگران را نابود کنند، خود از درون فرو میپاشند. پیروزیِ ایران در این نبرد، نه در میدانِ نابودی فیزیکی اسرائیل، بلکه در پیروزی مقاومت بر اشغال و در بازگشت وجدان جهانی به سمت مظلوم نهفته است که نشانههای آن هر روز آشکارتر میشود.

احمدی











