Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

پیروزی عایشه وهاب در انتخابات کنگره امریکا، افزون بر آن‌که بسیاری از افغان‌ها را خوشحال کردند، یک اتفاق نمادین نیز بود. چند روز بعد، اما سخنان او درباره افغانستان، این شادی را با پرسش‌های تازه‌ای همراه کرد. وهاب با انزوای افغانستان مخالفت کرد، مخالفان طالبان را ناکام و گمراه خواند و جنگ‌سالاران سابق را متهم کرد که افغانستان را غارت کرده‌اند.

اهمیت سخنان وهاب در همین تضاد ظاهری نهفته است. او از یک‌سو سیاست طالبان در قبال زنان و کودکان را نقد می‌کند و از سوی دیگر، مخالفان طالبان را نیز راه نجات افغانستان نمی‌داند. او بر ادامه دیپلماسی امریکا با افغانستان تأکید می‌کند و معتقد است افغانستان را نمی‌توان با انزوا به سمت تغییر سوق داد. پرسش اساسی این است که سخنان عایشه وهاب چه تصویری از افغانستان و نیروهای سیاسی آن ارائه می‌کند و این نگاه چه پیامی برای طالبان، مخالفان طالبان و سیاست امریکا دارد؟

  • عایشه وهاب و شکستن تصویر رایج از افغانستان

سخنان عایشه وهاب در شرایطی مطرح شده است که مسئله افغانستان همچنان در فضای سیاسی امریکا بیشتر از دریچه طالبان دیده می‌شود. طالبان در قدرت است، مخالفان طالبان در خارج از کشور برای بازگشت به قدرت تلاش می‌کنند و هر دو طرف می‌کوشند روایت خود را به جامعه جهانی منتقل کنند.

وهاب اما در این میان روایت متفاوتی ارائه می‌کند. او می‌گوید مخالفان طالبان که خواهان قدرت در افغانستان استند، به‌شدت ناکام بوده‌اند، مسیر نادرستی را انتخاب کرده‌اند و بیشتر از منافع کشور، منافع خود را دنبال می‌کنند.

این سخن، مستقیماً متوجه گروه‌هایی است که خود را بدیل طالبان معرفی می‌کنند. از نگاه وهاب، مخالفت با طالبان به‌تنهایی مشروعیت سیاسی ایجاد نمی‌کند. یک گروه سیاسی زمانی می‌تواند خود را آلترناتیف معرفی کند که نشان دهد برای آینده افغانستان چه برنامه‌ای دارد و چه تفاوتی با گذشته خواهد داشت.

این بخش از سخنان او اهمیت زیادی دارد. افغانستان در چهار دهه گذشته بارها شاهد تغییر قدرت بوده است، اما تغییر قدرت الزاماً به تغییر وضعیت منجر نشده است. گروه‌های مختلف آمده‌اند، ائتلاف کرده‌اند، جنگیده‌اند و قدرت گرفته‌اند، اما مسئله اصلی همچنان باقی مانده است.

وهاب با سخنان خود، همین پرسش را دوباره مطرح می‌کند. اگر هدف مخالفان طالبان فقط بازگشت به قدرت باشد، چه تفاوتی میان آنان و ساختارهای سیاسی گذشته وجود خواهد داشت. اگر قرار است افغانستان دوباره وارد چرخه رقابت مسلحانه شود، مردم افغانستان چه چیزی به دست خواهند آورد.

  • افغانستان؛ جنگ‌سالاران سابق و حافظه تلخ یک دوره

سنگین‌ترین بخش سخنان عایشه وهاب، جایی است که او از جنگ‌سالاران سابق افغانستان سخن می‌گوید. او معتقد است کسانی که در گذشته از حمایت امریکا برخوردار بودند، در عمل افغانستان را غارت کردند و به کشور خود خیانت کردند.

این سخن، صرفاً یک انتقاد سیاسی نیست. وهاب به گذشته‌ای اشاره می‌کند که هنوز در حافظه سیاسی افغانستان زنده است. گذشته‌ای که در آن برخی فرماندهان مسلح، احزاب سیاسی و چهره‌های قدرتمند، با حمایت خارجی وارد ساختار قدرت شدند و در شکل‌گیری نظام سیاسی پس از ۲۰۰۱ نقش گرفتند.

از نگاه وهاب، حمایت امریکا از این نیروها نتوانست افغانستان را به یک دولت باثبات و کارآمد تبدیل کند. همین تجربه است که باعث شده او نسبت به گروه‌هایی که امروز دوباره خواهان قدرت استند، بدبین باشد.

این نگاه، مخالفان طالبان را با یک پرسش جدی روبه‌رو می‌کند. آیا آنان توانسته‌اند از گذشته خود عبور کنند. آیا برنامه تازه‌ای برای افغانستان دارند. آیا جامعه افغانستان آنان را به عنوان یک نیروی سیاسی جدید می‌شناسد یا همچنان آنان را با گذشته جنگ و قدرت‌طلبی می‌شناسد.

پاسخ به این پرسش‌ها برای آینده مخالفان طالبان بسیار مهم است. زیرا افغانستان دیگر جامعه سال‌های جنگ داخلی نیست. نسل تازه‌ای شکل گرفته است که تجربه متفاوتی از سیاست، آموزش، ارتباطات و جهان دارد. این نسل، صرفاً به دنبال تغییر چهره‌های قدرت نیست. تغییر واقعی می‌خواهد.

از همین‌رو، سخنان وهاب را می‌توان نوعی هشدار به مخالفان طالبان دانست. اگر آنان می‌خواهند دوباره وارد میدان سیاسی افغانستان شوند، باید بیش از مخالفت با طالبان سخن بگویند. باید درباره آینده افغانستان سخن بگویند.

  • واقع بینی وهاب و دیپلماسی به جای انزوا در قبال افغانستان

بخش دیگر سخنان عایشه وهاب، به سیاست امریکا در قبال افغانستان مربوط می‌شود. او می‌گوید امریکا، صرف‌نظر از این‌که چه گروهی در افغانستان قدرت داشته باشد، باید به دیپلماسی با افغانستان ادامه دهد.

این سخن، در واقع مخالفت با سیاست انزوا است. از نگاه وهاب، قطع رابطه با افغانستان مشکل افغانستان را حل نمی‌کند. اگر امریکا می‌خواهد بر رفتار حکومت افغانستان اثر بگذارد، باید ابزار ارتباط و فشار را حفظ کند.

دیپلماسی از نگاه او به معنای تأیید طالبان نیست. او در همان مصاحبه، سیاست طالبان در قبال زنان و کودکان را به‌شدت مورد انتقاد قرار می‌دهد و نسبت به آینده افغانستان هشدار می‌دهد.

بنابراین، سخنان وهاب یک موضع دوگانه نیست. او می‌خواهد میان تعامل و تأیید تفاوت گذاشته شود. امریکا می‌تواند با افغانستان گفت‌وگو کند و هم زمان، سیاست‌های طالبان را نقد کند. می‌تواند روابط دیپلماتیک داشته باشد و برای حقوق زنان، آموزش و حقوق مدنی فشار وارد کند.

این نگاه از یک واقعیت ساده آغاز می‌شود. طالبان در افغانستان قدرت دارد. نادیده‌گرفتن این واقعیت، آن را تغییر نمی‌دهد. اگر امریکا می‌خواهد بر افغانستان تأثیر بگذارد، باید در افغانستان ابزار تأثیرگذاری داشته باشد.

انزوا، افغانستان را از جهان دور می‌کند، اما الزاماً طالبان را تغییر نمی‌دهد. تعامل هدفمند می‌تواند امکان فشار، مذاکره و تغییر را فراهم کند. در همین چارچوب، سخنان وهاب را می‌توان دعوتی به بازنگری در سیاست امریکا دانست. سیاستی که نه به حمایت بی‌قیدوشرط از طالبان منجر شود و نه به حمایت خودکار از مخالفان طالبان.

  • جمع‌بندی

سخنان عایشه وهاب بیش از آن‌که دفاع از طالبان باشد، نقد مخالفان طالبان و نقد یک نگاه ساده به سیاست افغانستان است. او طالبان را به دلیل سیاست‌هایش در قبال زنان و کودکان نقد می‌کند، اما مخالفان طالبان را نیز به دلیل گذشته و عملکردشان شایسته حمایت خودکار نمی‌داند.

پیام او برای مخالفان طالبان روشن است. مخالفت با طالبان کافی نیست. بازگشت به قدرت بدون ارائه یک برنامه روشن برای آینده افغانستان، نمی‌تواند اعتماد جامعه افغانستان و جهان را به دست آورد. پیام او برای طالبان نیز روشن است. مخالفت با جنگ‌سالاران سابق به معنای تأیید طالبان نیست. اگر طالبان می‌خواهد از تعامل جهانی برخوردار شود، باید درباره حقوق زنان، آموزش و حقوق شهروندان پاسخ روشن داشته باشد.

و پیام او برای امریکا شاید از همه مهم‌تر باشد. افغانستان را نمی‌توان با انزوا مدیریت کرد. امریکا اگر می‌خواهد در افغانستان اثرگذار باشد، باید با افغانستان رابطه داشته باشد و از دیپلماسی برای پیشبرد منافع خود و فشار برای بهبود وضعیت مردم استفاده کند.

عایشه وهاب با این سخنان، خود را نه در کنار طالبان قرار داده و نه در کنار مخالفان طالبان. او هر دو طرف را از زاویه کارنامه و منافع افغانستان ارزیابی کرده است. همین مسئله سخنان او را مهم می‌کند.

شاید به همین دلیل، اهمیت سخنان عایشه وهاب نه در این باشد که علیه چه کسی سخن گفته است، بلکه در این باشد که چه تصوری از افغانستان را پیش روی سیاست امریکا گذاشته است. تصویری که در آن نه طالبان پاسخ همه پرسش‌ها است و نه مخالفان طالبان پاسخ همه مشکلات. افغانستان، بزرگ‌تر از هر دو است.

وهاب
عایشه وهاب: امریکا صرف‌نظر از این‌که چه گروهی در افغانستان قدرت داشته باشد، باید به دیپلماسی با افغانستان ادامه دهد.

بسم الله ختگ

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12945

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *