Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

در روزهای اخیر نام مرکز “ لاجورد یولی” را در سر خط خبرها و شبکه های اجتماعی مشاهده میکنیم. نهادی که در خارج از افغانستان، به ویژه در ترکیه و اروپا فعال است و تلاش میکند با برگزاری نشست های متعدد تحلیل‌های علمی و سیاسی درباره افغانستان ارائه دهد. بستری برای گفت‌وگو میان نخبگان سیاسی، دانشگاهیان و فعالان مدنی ایجاد کند و به مسائل حقوق بشر، اقوام، زنان و ساختار قدرت در افغانستان بپردازد.

  • مرکز لاجورد یولی را بیشتر بشناسیم

پس از سقوط جمهوریت در افغانستان مرکز لاجورد یولی در ترکیه و در بستر اپوزیسیون در تبعید تأسیس گردید و عملا فعالیت هایش از ۲۰۲۲ برجسته شد. به بیان دیگر، لاجورد یولی محصول دوره «پساطالبان» و خلأ یک پلتفرم فکری مشترک برای مخالفان است. بررسی ها نشان می دهد که مرکز لاجورد یولی وابسته به حزب جنبش ملی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم است که ریاست آنرا عالیه یولماز از ازبک تباران افغان برعهده دارد.

هرچند «لاجورد یولی» خود را به‌عنوان یک پلتفرم فراقومی معرفی می‌کند، اما بررسی دقیق‌تر ترکیب شرکت‌کنندگان در نشست‌های این مرکز، به‌ویژه برگزاری مکرر آن‌ها در انقره این فرض را تقویت می‌کند که این انتخاب‌ها کاملاً تصادفی نیستند. نگاهی به فهرست برخی از چهره‌های حاضر در این نشست‌ها، از جمله عبدالرشید دوستم، محمد محقق و صلاح‌الدین ربانی، نشان می‌دهد که بسیاری از آنان سابقه کنش‌گری سیاسی مبتنی بر بسیج هویت‌های قومی در افغانستان را در کارنامه دارند؛ روندی که اگرچه در بستر سیاست افغانستان امری رایج است، اما در اینجا در کنار محل برگزاری و شبکه ارتباطی، معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

این وضعیت را می‌توان در چارچوب مفاهیم نظری روابط بین‌الملل نیز تحلیل کرد. به‌طور خاص، مفهوم قدرت نرم که توسط جوزف نای مطرح شده، به‌خوبی توضیح می‌دهد که چگونه کشورها از ابزارهای فرهنگی، هویتی و گفتمانی برای پیشبرد منافع خود بهره می‌گیرند.

در کنار آن، رویکرد سیاست هویت نیز نشان می‌دهد که تمرکز بر شکاف‌های قومی می‌تواند به ابزاری برای بازتعریف توازن قدرت در جوامع چندقومیتی تبدیل شود. در این چارچوب، سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه نیز قابل توجه است. انقره طی سال‌های اخیر به‌طور هدفمند تلاش کرده است نفوذ فرهنگی و سیاسی خود را در میان اقوام ترک‌تبار افغانستان افزایش دهد و هم‌زمان خود را به‌عنوان یک بازیگر «نرم، قابل‌قبول و غیرتقابلی» معرفی کند.

بررسی ها نشان می‌دهد که آنکارا به‌ویژه در دوره پس از تغییر موازنه‌های منطقه‌ای، تلاش کرده است جایگاه خود را در افغانستان نیز بازتعریف کند؛ از طریق حفظ کانال‌های سیاسی، حضور دیپلماتیک فعال، و تعامل با بازیگران مختلف از جمله حکومت طالبان و شبکه‌های سیاسی پیشین.

از منظر نظری، این روند را می‌توان در قالب مفهوم قدرت نرم و نیز سیاست هویت تحلیل کرد؛ جایی که دولت‌ها تلاش می‌کنند نه صرفاً از طریق ابزار نظامی، بلکه از طریق روایت‌های فرهنگی و هویتی نفوذ خود را تثبیت کنند. در همین راستا، برخی تحلیل‌ها نیز نشان می دهد که ترکیه در سیاست خارجی خود ترکیبی از ابزارهای فرهنگی، اقتصادی و هویتی را برای افزایش نفوذ در جهان اسلام به کار گرفته است.

این رویکرد پیش‌تر در حوزه‌هایی مانند آسیای مرکزی نیز دنبال شده و مبتنی بر پیوندهای زبانی، تاریخی و هویتی میان جوامع ترک‌تبار بوده است. بر این اساس، هم‌پوشانی قابل‌توجهی میان برخی محورهای گفتمانی «لاجورد یولی» به‌ویژه تأکید بر مسئله اقوام و اهداف راهبردی ترکیه مشاهده می‌شود. این هم‌راستایی، این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که آیا فراقومی بودن در اینجا یک چارچوب واقعی برای گفت‌وگوی ملی است، یا صرفاً پوششی گفتمانی برای بازتولید نوعی خاص از سیاست هویت در راستای پروژه‌های ژئوپلیتیکی منطقه‌ای؟

در سطحی عمیق‌تر، نقش ترکیه در حمایت یا تسهیل فعالیت برخی پلتفرم‌های سیاسی مانند «لاجورد یولی» را می‌توان فراتر از یک فضای صرفاً گفت‌وگویی تحلیل کرد. شواهد رفتاری و جغرافیای سیاسی این نشست‌ها نشان می‌دهد که این‌گونه مراکز می‌توانند بخشی از یک رویکرد هدفمند برای مدیریت و سازمان‌دهی غیرمستقیم اپوزیسیون افغانستان باشند؛ به‌گونه‌ای که جریان‌های مخالف طالبان نه به‌صورت پراکنده و خارج از نظارت، بلکه در یک چارچوب کنترل‌شده و قابل رصد، فعالیت کنند.

در این چارچوب، ترکیه از این ظرفیت استفاده می‌کند تا همزمان دو هدف را پیش ببرد: نخست، حفظ کانال‌های ارتباطی رسمی با طالبان به‌عنوان قدرت حاکم؛ و دوم، حفظ و مدیریت شبکه‌های سیاسی رقیب طالبان برای سناریوهای آینده افغانستان. این نوع سیاست را می‌توان نوعی «بیمه ژئوپلیتیکی» دانست؛ یعنی حفظ ارتباط با همه طرف‌ها برای جلوگیری از حذف از معادله قدرت در افغانستان.

اما لایه مهم‌تر این تحلیل به ایدئولوژی منطقه‌ای ترکیه بازمی‌گردد. در سال‌های اخیر، بخشی از سیاست خارجی فرهنگی و هویتی آنکارا در امتداد ایده‌های مرتبط با پان‌ترکیسم و پیوندهای فراملی ترک‌تباران تعریف شده است؛ رویکردی که تلاش می‌کند دامنه نفوذ خود را از آسیای مرکزی به سمت شمال افغانستان نیز گسترش دهد. این نگاه، هرچند در ادبیات رسمی معمولاً با واژگان فرهنگی و همکاری تمدنی بیان می‌شود، اما در عمل می‌تواند حامل پیام‌های ژئوپلیتیکی درباره بازتعریف حوزه نفوذ فرهنگی-سیاسی باشد.

در همین راستا، حضور و نقش‌آفرینی چهره‌هایی مانند عبدالرشید دوستم و تا حدی محمد محقق را می‌توان در یک منطق هم‌پوشان تحلیل کرد؛ یعنی هم‌راستایی تاکتیکی میان برخی رهبران سیاسی شمال افغانستان با چارچوب‌های مورد علاقه ترکیه، به‌ویژه در زمینه تأکید بر هویت‌های قومی و منطقه‌ای. این هم‌پوشانی به ترکیه امکان می‌دهد تا از طریق شبکه‌های سیاسی موجود، نفوذ نرم خود را در میان جوامع ترک‌تبار و پیرامون آن در شمال افغانستان تقویت کند.

در این میان، «لاجورد یولی» می‌تواند به‌عنوان یک بستر میانی عمل کند؛ نه صرفاً یک نهاد گفت‌وگویی، بلکه یک فضای سازمان‌دهی‌شده برای هم‌افزایی جریان‌هایی که هم با گفتمان قومی-هویتی هم‌پوشانی دارند و هم در چارچوب منافع منطقه‌ای ترکیه قابل مدیریت هستند. به این معنا، اعطای امکان فعالیت به چنین مراکزی را می‌توان در چارچوب سیاست «مدیریت اپوزیسیون پراکنده» و «افزایش اهرم‌های نفوذ نرم» ترکیه در افغانستان تحلیل کرد.

در نهایت، این الگو نشان می‌دهد که سیاست ترکیه در قبال افغانستان صرفاً مبتنی بر تعامل با طالبان یا حمایت از مخالفان نیست، بلکه ترکیبی پیچیده از هر دو است؛ ترکیبی که در آن هویت، قومیت و شبکه‌های سیاسی به ابزارهایی برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی در یک فضای رقابتی تبدیل می‌شوند.

  • ترکیه برای حفظ و گسترش نفوذ در افغانستان چه اقداماتی انجام داده است؟

ترکیه در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از اقدامات را در افغانستان دنبال کرده که در کنار هم، در ادبیات روابط بین‌الملل به‌عنوان ترکیبی از دیپلماسی عمل‌گرایانه و قدرت نرم تحلیل می‌شوند. یکی از مهم‌ترین این اقدامات، حفظ حضور دیپلماتیک در کابل پس از تحولات ۲۰۲۱ و ادامه ارتباطات غیررسمی با طالبان بوده است؛ اقدامی که به انقره امکان داد برخلاف بسیاری از کشورها، کانال مستقیم خود با ساختار جدید قدرت در افغانستان را حفظ کند و از معادله سیاسی این کشور حذف نشود.

در کنار آن، ترکیه تلاش کرد در حوزه‌های زیرساختی نیز نقش‌آفرینی کند؛ از جمله طرح‌هایی برای مدیریت فنی و امنیتی فرودگاه کابل که در مقاطع مختلف با مشارکت قطر مطرح شد. این موضوع در تحلیل‌های منطقه‌ای به‌عنوان تلاش برای حفظ یک نقطه نفوذ استراتژیک در ساختار دولت افغانستان ارزیابی شده است. ترکیه در کنار این اقدامات رسمی، از ابزارهای کلاسیک قدرت نرم نیز به‌طور گسترده استفاده کرده است. از مهم‌ترین این ابزارها، فعالیت آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (TIKA) در افغانستان است که در حوزه‌هایی مانند بازسازی مکاتب، پروژه‌های توسعه‌ای و کمک‌های بشردوستانه فعال بوده و به‌عنوان یکی از ستون‌های نفوذ فرهنگی ترکیه در منطقه شناخته می‌شود.

همچنین برنامه‌های بورسیه تحصیلی ترکیه نیز نقش مهمی در جذب و آموزش نخبگان افغانستان داشته و در بلندمدت به شکل‌گیری شبکه‌ای از نیروهای تحصیل‌کرده همسو با ترکیه کمک کرده است.

در مجموع، این مجموعه اقدامات نشان می‌دهد که سیاست ترکیه در افغانستان صرفاً محدود به روابط دیپلماتیک یا کمک‌های فرهنگی نیست، بلکه در قالب یک راهبرد چندلایه دنبال می‌شود که در آن ابزارهای سیاسی، فرهنگی و آموزشی در کنار هم برای تثبیت و گسترش نفوذ به‌کار گرفته می‌شوند.

لاجورد یولی
لاجورد یولی
  • جمع بندی

در جمع‌بندی می‌توان گفت «لاجورد یولی» در ظاهر یک پلتفرم فراقومی و گفت‌وگومحور معرفی می‌شود، اما بررسی ترکیب شرکت‌کنندگان، محورهای بحث و برگزاری نشست‌ها در انقره نشان می‌دهد این مرکز در عمل درون یک فضای صرفاً بی‌طرف قرار ندارد و با شبکه‌های سیاسی مشخصی در افغانستان پیوند دارد. حضور چهره‌های سیاسی با هویت‌های قومی برجسته و تمرکز بر مسئله اقوام، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این پلتفرم بیشتر یک فضای گفت‌وگوست یا بخشی از یک معماری سیاسی گسترده‌تر؟

در سطح کلان، سیاست ترکیه در قبال افغانستان ترکیبی از تعامل با طالبان و هم‌زمان حفظ ارتباط با جریان‌های مخالف است؛ رویکردی عمل‌گرایانه که به آنکارا امکان حفظ نفوذ در سناریوهای مختلف را می‌دهد. در کنار این، نشانه‌هایی از گرایش به استفاده از پیوندهای هویتی و فرهنگی با جوامع ترک‌تبار، به‌عنوان بخشی از رویکردهای نرم قدرت و در امتداد ایده‌های پان‌ترکیستی، قابل مشاهده است.

در نتیجه، «لاجورد یولی» را می‌توان نه صرفاً یک مرکز گفت‌وگویی، بلکه بخشی از شبکه‌ای دانست که در آن سیاست هویت، رقابت ژئوپلیتیکی و تلاش برای گسترش نفوذ منطقه‌ای به‌صورت هم‌زمان در هم تنیده شده‌اند.

الهام قاسمی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=11774

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *