Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

حج، مبارزه با استکبار

حج، تنها سفر به سرزمین مکه نیست؛ حج بازگشت انسان به نخستین پیمان خویش با خداوند است. این مناسک، صرفا مجموعه‌ای از اعمال عبادی و آیین‌های نمادین نیست، بلکه مدرسه‌ای عظیم برای ساختن انسان، تربیت جامعه و شکل‌دهی تمدن توحیدی است. اگر نماز، رابطه فرد با خدا را سامان می‌دهد و روزه، اراده انسان را استحکام می‌بخشد، حج میدان ظهور امت است؛ جایی که میلیون‌ها مسلمان از رنگ‌ها، زبان‌ها، نژادها و سرزمین‌های گوناگون گرد هم می‌آیند تا یک حقیقت را فریاد بزنند: بندگی خدا و نفی طاغوت.

امسال، حج در شرایطی فرا می‌رسد که جهان اسلام با زخمی عمیق روبه‌رو است و منطقه شاهد بحران‌هایی است که بسیاری از مسلمانان آن را نتیجه سیاست‌های سلطه‌جویانه قدرت‌های بزرگ و حمایت از رژیم صهیونیستی می‌دانند. در چنین فضایی، بازخوانی مفهوم «حج ابراهیمی» بیش از هر زمان دیگری ضرورت پیدا می‌کند؛ حجی که تنها طواف به دور سنگ و دیوار نیست، بلکه حرکت به سوی حقیقت، عدالت و ایستادگی در برابر ظلم است. اما برای فهم حج ابراهیمی، باید به چهار هزار سال پیش بازگردیم؛ به خانواده‌ای که انتخاب آنان، مسیر تاریخ را تغییر داد.

  • نقطه آغاز

تاریخ، پادشاهان فراوان دیده است؛ جهانگشایان آمده‌اند و رفته‌اند، امپراتوری‌ها برخاسته‌اند و فروپاشیده‌اند؛ اما کمتر رخدادی را می‌توان یافت که هزاران سال بعد هنوز محور حرکت میلیون‌ها انسان باشد. انتخاب حضرت ابراهیم(ص) از همین جنس است.

ابراهیم با حادثه‌ای روبه‌رو شد که عقل عادی انسان در برابر آن متوقف می‌شود. او در رؤیا مأمور شد عزیزترین دارایی خویش را قربانی کند؛ فرزندی که سال‌ها انتظارش را کشیده بود؛ فرزندی که نه تنها یادگار عمر، بلکه ادامه رسالت و امید آینده بود. عظمت این واقعه تنها در فرمان الهی نیست؛ عظمت در واکنش ابراهیم نهفته است.

قرآن کریم از حضرت ابراهیم(ص) با تعبیر فردی دارای «قلب سلیم» یاد می‌کند. او پیامبری بود که با منطق، استدلال و احتجاج با بت‌پرستان مبارزه کرد؛ بت‌ها را شکست، در برابر نمرود ایستاد و آتش را به گلستان بدل ساخت. اما همین مرد، زمانی که فرمان خدا را دریافت می‌کند، در مقام تسلیم قرار می‌گیرد و به دنبال منطق و استدلال نمی‌گردد. در آن لحظه، ابراهیم دیگر فیلسوف نیست؛ بلکه بنده‌ای است که می‌گوید: اگر فرمان از سوی خدا باشد، من گردن می‌نهم.

اما ماجرا تنها ابراهیم نیست. در سوی دیگر این روایت، اسماعیل ایستاده است؛ نوجوانی که به جای اعتراض، تسلیم می‌شود. او نمی‌گوید چرا؟ نمی‌پرسد چگونه؟ تنها می‌گوید:«ای پدر! آنچه مأمور شده‌ای انجام بده؛ اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهی یافت».

و در ضلع سوم این مثلث مقدس، هاجر قرار دارد؛ مادری که چنین فرزندی تربیت کرده است.

اگر ابراهیم لحظه‌ای تردید می‌کرد، اگر اسماعیل(ص) از قربانی شدن می‌گریخت و اگر هاجر در پرورش چنین فرزندی ناکام می‌ماند، شاید تاریخ مسیر دیگری می‌پیمود. اما این خانواده، با ایمان و تسلیم، طرح الهی را به پیش بردند و از نسل آنان، پیامبر اعظم اسلام(ص) ظهور کرد.

چهار هزار سال گذشته است و هنوز جهان در حال تمرین هاجر بودن است؛ هنوز میلیون‌ها انسان میان صفا و مروه می‌دوند تا یاد بگیرند امید در بیابان چگونه متولد می‌شود.

  • حج؛ بازسازی دوباره تاریخ توحید

حج در حقیقت بازسازی همین داستان بزرگ است. طواف، تنها گردش به دور کعبه نیست؛ اعلان این حقیقت است که مرکز عالم نه قدرت‌های زمینی، نه ثروت و نه سلطه، بلکه خداوند است. سعی میان صفا و مروه، تمرین کنترل اضطراب و توکل به خداوند است. قربانی در منا نیز صرف ذبح حیوان نیست؛ یادآوری آن لحظه‌ای است که ابراهیم(ص) آماده شد عزیزترین داشته خود را تقدیم کند.

در حقیقت، حاجی باید از خود بپرسد: من چه چیزی را باید قربانی کنم؟ آیا قربانی من فقط گوسفندی است که ذبح می‌شود؟ یا باید غرور، خودخواهی، مقام‌پرستی، دنیاطلبی، نفاق، شهرت‌طلبی و وابستگی‌های خویش را نیز بر قربان‌گاه ببرم؟

امروز شاید کمتر کسی حاضر باشد فرزندش را به قربان‌گاه ببرد. چند نفر حاضرند قدرت خویش را قربانی کنند؟ جایگاه اجتماعی خود را کنار بگذارند؟ شهرت، ثروت، منفعت و خودخواهی را ذبح نمایند؟ مشکل انسان معاصر همین است؛ او حاضر است مراسم را انجام دهد، اما حاضر نیست خود را تغییر دهد. حج ابراهیمی دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که انسان از خود عبور می‌کند.

  • حج ابراهیمی و مبارزه با استکبار

اما حج تنها بازگشت به گذشته نیست؛ حج پیوند تاریخ با اکنون است. وقتی از «حج ابراهیمی» سخن می‌گوییم، منظور صرفا مناسک نیست؛ بلکه سخن از موضع‌گیری در برابر ظلم، استکبار و سلطه نیز هست. ابراهیم(ص) فقط پیامبر عبادت نبود؛ پیامبر مبارزه بود. او بت‌ها را شکست، در برابر نمرود ایستاد، از شهر رانده شد، تهدید شد، به آتش افکنده شد. پس ابراهیم(ص) پیش از آن‌که معمار کعبه باشد، دشمن طاغوت بود. حجی که روح ابراهیمی نداشته باشد، ممکن است به مراسمی باشکوه تبدیل شود، اما از رسالت تاریخی خود فاصله بگیرد.

امروز جهان اسلام در وضعیتی قرار دارد که نیازمند بازخوانی همین روح است. غزه زیر بمباران نابود می‌شود، کودکان کشته می‌شوند، خانه‌ها ویران می‌گردند، لبنان بارها هدف حملات قرار گرفته و منطقه شاهد تنش‌ها و درگیری‌های گسترده است. در چنین شرایطی، حاجی نمی‌تواند نسبت به درد امت اسلامی بی‌تفاوت باشد.

حاجی وقتی لباس احرام می‌پوشد، باید بداند که این لباس، کفن نمادین او نیز هست؛ یعنی انسان باید آماده باشد که برای حقیقت بایستد. حج ابراهیمی از مسلمان می‌خواهد که در برابر ظلم سکوت نکند؛ چه این ظلم اقتصادی باشد، چه سیاسی، چه فرهنگی و چه نظامی.

استکبار گاهی در رسانه ظاهر می‌شود، گاهی در تحریم، گاهی در تحمیل روایت و گاهی در تقسیم ملت‌ها و خطرناک‌تر از همه، نفاق است.

  • قربانی بزرگ عصر ما؛ ذبح نفاق

شاید مهم‌ترین قربانی امروز، نه شتر و گوسفند، بلکه نفاق باشد. جهان اسلام از بیرون آسیب دیده است، اما بارها از درون نیز ضربه خورده است. اختلافات قومی، رقابت‌های فرقه‌ای، تعصب‌های کور، منفعت‌طلبی سیاسی و سکوت در برابر رنج مسلمانان، زخم‌هایی ایجاد کرده که دشمنان از آن بهره برده‌اند. حج آمده است تا این مرزها را بشکند. در عرفات، شاه و فقیر کنار هم می‌ایستند. در احرام، لباس تفاخر کنار گذاشته می‌شود. در طواف، همه به یک مرکز می‌چرخند.

پیام روشن است: امت اسلامی باید دوباره به وحدت بازگردد. وحدت به معنای حذف تفاوت‌ها نیست؛ بلکه به معنای داشتن هدف مشترک است. امت ابراهیمی، امت انسان‌هایی است که می‌توانند از خواسته‌های شخصی خویش بگذرند. جامعه ابراهیمی، جامعه‌ای است که انسان‌ها در آن آماده فداکاری‌اند.

  • بازگشت به مکتب ابراهیم

حج، میراث یک خانواده است؛ خانواده‌ای که چهار هزار سال پیش در بیابانی خشک، آینده تاریخ را ساختند. ابراهیم(ص) با قلب سلیم ایستاد. هاجر با امید دوید. اسماعیل(ص) با تسلیم، جاودانه شد.

از آن خانواده، پیامبر اسلام(ص) برخاست؛ از همان شجره، مکتب اهل‌بیت(ع) ادامه یافت و در کربلا روح ابراهیمی بار دیگر متولد شد. امروز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری به این میراث نیاز دارد. حج ابراهیمی تنها رفتن به مکه نیست؛ رفتن از خود به سوی خداست. تنها طواف کعبه نیست؛ شکستن بت‌های درون و بیرون است. تنها قربانی کردن حیوان نیست؛ ذبح غرور، نفاق، ترس و وابستگی است. حج، تمرین ایستادن است. تمرین ساختن است. تمرین فدا شدن است و شاید مهم‌ترین پیام آن برای جهان امروز این باشد که امت اسلامی، اگر دوباره به روح ابراهیمی بازگردد، می‌تواند از پراکندگی عبور کند، وحدت را بازیابد و در برابر ظلم و سلطه، با عزت بایستد.

مبارزه با استکبار
پیام حج روشن است: بازگشت به وحدت و مبارزه با استکبار

سید حکیم بینش

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12044

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *