Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

جام جهانی قرار بود میدان فوتبال باشد؛ جایی که ملت‌ها با پیراهن، توپ، سرود و ر,یای صعود وارد آن می‌شوند، نه با پرونده‌های سیاسی، محدودیت‌های ویزه، دستورهای امنیتی و فضای سنگین دیپلماتیک. اما تجربه تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2026 نشان داد که برای بعضی کشورها، حتی رسیدن به زمین مسابقه نیز یک نبرد جداگانه است. ایران در روز ششم رقابت‌ها برابر نیوزلند به تساوی ۲ بر ۲ رسید؛ نتیجه‌ای که از نگاه تخنیکی می‌تواند یک شروع نه‌چندان ایده‌آل اما قابل جبران باشد، اما از نگاه سیاسی و رسانه‌ای، روایت بزرگتری را پیش چشم گذاشت: تیمی که باید فقط با حریف فوتبالی خود رقابت می‌کرد، ناگزیر بود با خستگی سفر، فشار روانی، مشکل ویزه، بی‌ثباتی در محل اردو و سایه سیاست امریکا نیز بجنگد.

این مسابقه، فقط یک بازی گروهی نبود. ایران دو بار عقب افتاد و دو بار برگشت؛ این برگشتن، از نظر فوتبالی نشانه روحیه بود، اما در لایه عمیق‌تر، تصویری از وضعیت تیمی را نشان داد که در حاشیه جام جهانی، بیش از هر تیم دیگر با موانع غیرورزشی روبه‌رو شده است. وقتی سرمربی ایران پس از بازی از مظلومیت تیم سخن گفت و تاکید کرد که ایران مظلوم‌ترین تیم‌ ادوار جام جهانی است، این فقط یک اعتراض احساسی پس از مسابقه نبود؛ این جمله، خلاصه وضعیتی بود که در آن سیاست، امنیت، رسانه و ورزش درهم آمیخته‌اند.

  • تساوی با نیوزلند؛ نتیجه‌ای که باید در متن فشارها خوانده شود

تساوی ۲ بر ۲ ایران مقابل نیوزلند، در ظاهر یک نتیجه فوتبالی ساده است: دو تیم یک امتیاز گرفتند. اما اگر این نتیجه در متن شرایط پیش از مسابقه خوانده شود، معنای دیگری پیدا می‌کند. ایران وارد این بازی شد در حالی که تمرکز تیم، فقط روی برنامه تاکتیکی، آمادگی بدنی و شناخت حریف نبود. بخش مهمی از انرژی تیم، پیش از ورود به زمین، در مسیر رفت‌وآمد، ابهام‌های ویزه و فشارهای بیرونی مصرف شده بود.

در فوتبال مدرن، آماده‌سازی پیش از مسابقه به اندازه خود مسابقه اهمیت دارد. خواب بازیکنان، تمرین سبک روز قبل، ریکاوری، تغذیه، جلسات تخنیکی، حضور کامل کادر تحلیلی و آرامش ذهنی، همه بخشی از نتیجه نهایی هستند. وقتی یک تیم مجبور باشد محل تمرین خود را تغییر دهد، میان امریکا و مکسیکو رفت‌وآمد کند، نگران وضعیت اعضای کادر خود باشد و پس از بازی نیز بداند که فرصت ماندن و ریکاوری طبیعی ندارد، دیگر نمی‌توان نتیجه میدان را فقط با معیارهای معمول فوتبالی سنجید.

  • سیاست امریکا؛ وقتی میزبان، بی‌طرف نمی‌ماند

جام جهانی 2026 به میزبانی مشترک امریکا، کانادا و مکسیکو برگزار می‌شود. اصل میزبانی در چنین رویدادی، بر پایه تعهد است، نه امتیاز سیاسی. کشوری که میزبان جام جهانی می‌شود، فقط ورزشگاه و جاده و هوتل آماده نمی‌کند؛ بلکه تعهد می‌دهد که با همه تیم‌های شرکت‌کننده، فارغ از اختلافات سیاسی، رفتار عادلانه داشته باشد. همین‌جا است که پرونده ایران حساس می‌شود.

امریکا سال‌هاست با ایران اختلاف سیاسی دارد. این اختلاف، موضوع تازه‌ای نیست. اما پرسش اصلی این است: آیا یک اختلاف سیاسی باید تا اندازه‌ای وارد ورزش شود که تیم ملی یک کشور در بزرگترین تورنمنت جهان، احساس کند با او مانند یک تیم عادی برخورد نمی‌شود؟ آیا بازیکنی که برای مسابقه فوتبال آمده، باید تاوان خصومت دولت میزبان را بپردازد؟ اگر پاسخ منفی است، پس آنچه در اطراف تیم ایران رخ داده، یک نگرانی جدی برای اعتبار جام جهانی 2026 است.

در دوره ترامپ، سیاست فشار بر ایران فقط در قالب تحریم اقتصادی یا حمله نظامی تعریف نمی‌شود؛ این سیاست، در فضای رسانه‌ای و روانی نیز امتداد دارد. وقتی ورزشکاران، کادر، خبرنگاران و اعضای اجرایی یک تیم با محدودیت و ابهام روبه‌رو می‌شوند، پیام روشن است: سیاست از مرزهای خود عبور کرده و وارد زمین فوتبال شده است. این همان جایی است که باید پرسید: آیا امریکا از ورزشکاران ایرانی هم هراس دارد؟

این پرسش از دل واقعیت بیرون می‌آید. اگر یک تیم فوتبال، با 26 بازیکن و چند مربی، تهدید امنیتی تلقی شود یا با آن چنان برخورد شود که گویی حضورش نیازمند نظارت و محدودسازی ویژه است، آنگاه مشکل فقط ویزه نیست؛ مشکل نگاه سیاسی به ورزش است.

  • فیفا در آزمون بی‌طرفی

فیفا همواره از شعارهای بزرگ سخن می‌گوید: فوتبال برای همه، اتحاد ملت‌ها، احترام، تنوع و بی‌طرفی. اما ارزش این شعارها زمانی سنجیده می‌شود که یک پرونده دشوار روی میز قرار گیرد. پرونده ایران در جام جهانی 2026 یکی از همان آزمون‌هاست. فیفا نمی‌تواند فقط برگزارکننده مسابقات باشد؛ فیفا باید نگهبان اصل برابری ورزشی نیز باشد.

اگر یک تیم به دلیل ملیت، تابعیت، سیاست خارجی کشور میزبان یا اختلافات دیپلماتیک با شرایط دشوارتر از دیگر تیم‌ها روبه‌رو شود، فیفا باید روشن، سریع و قاطع عمل کند. سکوت یا موضع‌گیری مبهم، کافی نیست. تیم‌ها نباید احساس کنند که عدالت ورزشی قربانی ملاحظات سیاسی شده است.

این موضوع فقط درباره ایران نیست. اگر امروز سیاست امریکا بتواند بر شرایط حضور تیم ایران سایه بیندازد، فردا هر کشور دیگری هم ممکن است قربانی وضعیت مشابه شود. جام جهانی 2026، یک تورنمنت جهانی است؛ مالکیت آن در دست یک دولت نیست. امریکا میزبان است، اما صاحب فوتبال جهان نیست. فیفا نیز نباید اجازه دهد میزبانی به ابزار اعمال فشار سیاسی تبدیل شود.

  • شکست دیگر واشنگتن؛ وقتی فشار نتیجه معکوس می‌دهد

از نگاه تحلیلی، مانع‌تراشی علیه تیم ملی ایران اگر با هدف فشار روانی، منزوی‌سازی یا کاهش تمرکز انجام شده باشد، نتیجه کامل نداده است. ایران در زمین ماند، بازی کرد، عقب افتاد و برگشت. بازیکنان نشان دادند که می‌توانند زیر فشار هم رقابت کنند. همین حضور و همین مقاومت، برای واشنگتن یک شکست نمادین است.

سیاست فشار زمانی موفق دانسته می‌شود که طرف مقابل را از میدان بیرون کند یا اراده او را بشکند. اما در اینجا، ایران از میدان بیرون نرفت. برعکس، روایت مظلومیت تیم ایران اکنون در رسانه‌های جهان مطرح شده و توجه افکار عمومی را به پرسشی جدی جلب کرده است: آیا تیم‌های ملی باید قربانی سیاست خارجی دولت میزبان شوند؟

ترامپ و جریان سیاسی نزدیک به او همواره تلاش کرده‌اند ایران را در قالب یک تهدید دائمی معرفی کنند. اما تصویر بازیکنانی که با خستگی سفر، محدودیت و فشار وارد زمین می‌شوند و با وجود همه این‌ها مبارزه می‌کنند، با آن روایت امنیتی سازگار نیست. این تصویر، چهره انسانی ایران را نشان می‌دهد: ورزشکارانی که نه دیپلمات‌اند، نه نظامی، نه مقام حکومتی؛ آنان نمایندگان یک ملت در زمین فوتبال هستند.

  • ورزشکار ایرانی تهدید نیست؛ سفیر یک ملت است

یکی از خطاهای بزرگ سیاست‌زدگی در ورزش این است که میان دولت، ملت و ورزشکار تفاوت قائل نمی‌شود. یک بازیکن فوتبال، پیش از هر چیز ورزشکار است. او با تمرین، استعداد، تلاش و رویای کودکی‌اش به جام جهانی رسیده است. وقتی چنین بازیکنی به دلیل ملیتش با رفتار متفاوت روبه‌رو می‌شود، اصل روح ورزش آسیب می‌بیند.

ورزشکار ایرانی تهدید نیست. او حامل پیام مردم است؛ مردمی که مانند همه ملت‌های دیگر شادی، غرور، مسابقه و دیده‌شدن را دوست دارند. میلیون‌ها ایرانی در داخل و بیرون ایران، بازی تیم ملی را نه به عنوان یک پروژه سیاسی، بلکه به عنوان لحظه‌ای از همبستگی ملی دنبال می‌کنند. وقتی امریکا یا هر کشور میزبان دیگری این واقعیت را نادیده بگیرد، در واقع ملت‌ها را با سیاست‌ها یکی می‌گیرد؛ و این بزرگ‌ترین خطر برای ورزش جهانی است.

فوتبال به همین دلیل محبوب است که می‌تواند میان ملت‌هایی که دولت‌های‌شان اختلاف دارند، پل بزند. اگر فوتبال نیز به دیوار تبدیل شود، دیگر چه چیزی از شعار «اتحاد جهان» باقی می‌ماند؟

  • جام جهانی 2026 نباید میدان انتقام سیاسی باشد

اگر هر دولت میزبان بخواهد از جام جهانی برای فشار بر رقیب سیاسی خود استفاده کند، این تورنمنت به جای جشن ملت‌ها، به نمایش قدرت دولت‌ها تبدیل خواهد شد. چنین روندی نه فقط برای ایران، بلکه برای آینده فوتبال خطرناک است.

امریکا حق دارد سیاست خارجی خود را داشته باشد؛ ایران هم حق دارد مواضع خود را داشته باشد. اما وقتی بحث جام جهانی است، معیار باید قانون ورزشی، تعهد میزبانی و برابری تیم‌ها باشد. امریکا نباید انتقام شکستش در حمله نظامی به ایران را از فوتبالیست‌های ایرانی بگیرد.

  • توپ فوتبال زیر سایه سیاست

بازی ایران برابر نیوزلند به نمادی از وضعیت تیمی تبدیل شد که در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان، با فشارهایی فراتر از فوتبال روبه‌رو است. سخن سرمربی ایران درباره مظلومیت تیم، باید جدی گرفته شود؛ نه فقط از سوی ایرانیان، بلکه از سوی هر کسی که هنوز باور دارد ورزش باید مستقل، انسانی و عادلانه بماند.

امریکا و ترامپ شاید بتوانند با سیاست‌های ویزه‌ای، فضای امنیتی و فشار روانی مسیر تیم ایران را دشوار کنند، اما نمی‌توانند معنای حضور ایران در زمین فوتبال را از بین ببرند. هر دقیقه‌ای که بازیکنان ایران در زمین می‌دوند، روایت دیگری در برابر سیاست فشار ساخته می‌شود: روایتی از ایستادگی، رقابت و حق برابر برای دیده‌شدن.

اگر جام جهانی 2026 واقعا جام ملت‌هاست، پس ایران نیز باید مانند هر ملت دیگر با احترام، عدالت و شرایط برابر در آن حضور داشته باشد. فوتبال نباید قربانی سیاست شود؛ فیفا نباید زیر سایه تصمیم‌های واشنگتن بماند؛ و جهان باید بداند که ورزشکار ایرانی تهدید نیست، بلکه صدای یک ملت در میدان سبز است. ایران نشان داد که حتی زیر فشار هم از زمین بیرون نمی‌رود. و همین، برای سیاستی که می‌خواهد ایران را منزوی کند، یک شکست دیگر است.

جام جهانی 2026
جام جهانی 2026 نباید سیاسی شود!همه تیم ها از جمله ایران باید از حق مساوی برخوردار باشند!

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12330

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *