Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

عمر مدیا، شاخه رسانه‌ای تحریک طالبان پاکستان، یک ویدئو درباره نور ولی محسود، رهبر تحریک طالبان پاکستان، در چهارم اگست منتشر کرد. در این ویدئو، نور ولی محسود در اتاقی مخفی در کابل دیده نمی‌شود؛ آن‌گونه که طی ماه‌های گذشته برخی منابع امنیتی و چهره‌های نزدیک به روایت پاکستان ادعا می‌کردند، بلکه مسیر خیبر تا کرم در داخل پاکستان است. رهبر تحریک طالبان پاکستان در میان کوه‌ها حرکت می‌کند، با نیروهایش سخن می‌گوید و درباره چگونگی تعامل با مردم محلی دستور می‌دهد. چگونه ممکن است مردی که برای کشتن او کابل و چندین ولایت افغانستان بمباران شده، با چنین آسودگی در مناطق کوهستانی خیبرپختونخوا رفت‌وآمد کند؟

این پرسش تنها درباره محل حضور یک فرمانده مسلح نیست؛ موضوع، اعتبار اطلاعاتی است که بر اساس آن یک کشور همسایه بارها خاک افغانستان را هدف قرار داده، حاکمیت آن را نقض کرده و جان صدها غیرنظامی را گرفته است.

  • ویدئو نور ولی محسود چه چیزی را ثابت می‌کند؟

این تصاویر به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که نور ولی محسود در تمام دو سال گذشته هرگز وارد افغانستان نشده است. مرز میان دو کشور طولانی، کوهستانی و در بسیاری از مناطق نفوذپذیر است و فرماندهان گروه‌های مسلح می‌توانند میان دو سوی آن رفت‌وآمد کنند. اما ویدئو یک ادعای مهم پاکستان را به‌شدت زیر سؤال می‌برد: این‌که مرکز فرماندهی تحریک طالبان پاکستان الزاما در افغانستان قرار دارد و حمله به شهرها و ولایت‌های افغانستان، راه مؤثر مقابله با آن است.

اگر محل تصاویر تازه درست باشد، دو احتمال بیشتر باقی نمی‌ماند. نخست این‌که دستگاه استخباراتی پاکستان از محل حضور یکی از مهم‌ترین اهداف امنیتی خود اطلاع دقیقی نداشته و بر پایه اطلاعات ناقص به افغانستان حمله کرده است. احتمال دوم این است که اسلام‌آباد می‌دانسته مسئله تنها به افغانستان محدود نیست، اما حملات هوایی را به‌عنوان ابزار فشار سیاسی بر حکومت طالبان به کار برده است.

هیچ‌یک از این دو احتمال برای پاکستان قابل دفاع نیست. در حالت نخست، با یک شکست خطرناک اطلاعاتی روبه‌رو هستیم؛ در حالت دوم، مبارزه با هراس‌افگنی به پوششی برای اعمال فشار نظامی بر یک همسایه تبدیل شده است.

  • تهدید واقعی، مجوز نامحدود نیست

تحریک طالبان پاکستان یک گروه بی‌خطر یا صرفا یک جریان سیاسی معترض نیست. این گروه سابقه حملات مرگ‌بار علیه نظامیان، پولیس و غیرنظامیان پاکستان را دارد. حمله به مکتب ارتش در پشاور، حملات به مساجد و بازارها و هدف‌گرفتن مراکز امنیتی بخشی از کارنامه خونین آن است. در سال‌های اخیر نیز نیروهای پاکستانی تلفات سنگینی متحمل شده‌اند.

بنابراین، نگرانی امنیتی پاکستان را نمی‌توان کاملا ساختگی دانست. اسلام‌آباد با یک شورش مسلحانه واقعی روبه‌رو است و حکومت افغانستان نیز مسئولیت دارد اجازه ندهد خاک این کشور برای طراحی حملات علیه همسایگان استفاده شود. اما واقعی‌بودن تهدید، به معنای درست‌بودن هر ادعای استخباراتی یا مشروعیت هر حمله نظامی نیست. حضور احتمالی شماری از جنگجویان در افغانستان، مجوز بمباران خانه‌ها، مراکز درمانی و مناطق پرجمعیت را صادر نمی‌کند. پاکستان باید برای هر هدف، اطلاعات دقیق، تازه و قابل بررسی داشته باشد؛ نه این‌که یک اتهام عمومی را جایگزین شناسایی هدف کند.

مشکل دقیقا از جایی آغاز می‌شود که «احتمال حضور» به «اطمینان استخباراتی» و سپس به فرمان شلیک تبدیل می‌شود. در چنین روندی، اگر اطلاعات نادرست باشد، کسی که هزینه می‌پردازد منبع استخباراتی نیست؛ کودکی است که زیر آوار می‌ماند یا بیماری که در بستر درمان جان می‌دهد.

روشن‌ترین نمونه این وضعیت، حمله شانزدهم مارچ ۲۰۲۶ به مرکز درمان معتادان «امید» در کابل بود. پاکستان گفت زیرساخت نظامی، تجهیزات تخنیکی و ذخیره‌گاه مهمات را هدف قرار داده است. مقام‌های افغانستان گفتند بمب‌ها بر یک مرکز درمانی فرود آمده‌اند که صدها بیمار در آن نگهداری می‌شدند.

هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، کشته‌شدن دست‌کم ۲۶۹ غیرنظامی و زخمی‌شدن ۱۲۲ تن را تأیید کرد. عفو بین‌الملل پس از بررسی بیش از ۶۰ عکس و ویدئو، بیش از ۳۰ تصویر ماهواره‌ای و انجام یازده مصاحبه اعلام کرد هیچ مدرکی برای استفاده نظامی از مرکز امید نیافته است. این سازمان خواستار تحقیق درباره حمله به‌عنوان یک «جنایت جنگی احتمالی» شد. عفو بین‌الملل همچنین گفت دست‌کم یکی از مهمات استفاده‌شده، بمب هدایت‌شونده دقیق بوده؛ موضوعی که نشان می‌دهد حمله محصول یک تصمیم مشخص درباره هدف بوده است، نه اصابت تصادفی.

پاکستان نتیجه این تحقیق را رد کرده و همچنان می‌گوید مرکز غیرنظامی را هدف قرار نداده است. اما پرسش اصلی باقی است: اگر دستگاه استخباراتی پاکستان ساختمانی را که بیش از یک دهه به‌عنوان مرکز درمانی فعالیت داشت، ذخیره‌گاه مهمات تشخیص داده باشد، اطلاعات مربوط به سایر اهداف تا چه اندازه قابل اعتماد است؟

ویدئوی نور ولی محسود، این پرسش را سنگین‌تر می‌کند. مردی که به نام او کابل هدف قرار گرفت، زنده ماند؛ مرکزی که به نام مبارزه با هراس‌افگنی بمباران شد، صدها بیمار را در خود جای داده بود.

  • منابع موثق و چرخه تولید یک روایت

در نخستین ساعات حمله نهم اکتوبر ۲۰۲۵، شبکه‌های اجتماعی از خبرهای تأیید نشده درباره کشته‌شدن محسود پر شد. سارا آدامز که به‌عنوان افسر پیشین سیا معرفی می‌شود، از جمله چهره‌هایی بود که گزارش‌های اولیه درباره هدف‌گرفتن رهبر تحریک طالبان پاکستان در کابل را بازتاب داد. او بعدتر نیز نوشت که نور ولی محسود در کابل زندگی می‌کرد.

استفاده از عباراتی مانند «شنیده‌های اولیه» یا «منابع ما در کابل» نشان می‌دهد که اطلاعات هنوز قطعی نبوده است. با این حال، همین ادعاها در فضای رسانه‌ای به ‌سرعت از احتمال به خبر و از خبر به اثبات حضور محسود در کابل تبدیل شدند.

مسئله تنها یک اشتباه شخصی نیست. مشکل، سازوکاری است که در آن منابع ناشناس اطلاعاتی ادعایی را منتشر می‌کنند، حساب‌های پرمخاطب آن را بازتاب می‌دهند، رسانه‌ها با استناد به آن حساب‌ها خبر می‌نویسند و در نهایت همان پوشش رسانه‌ای برای اثبات روایت نخست استفاده می‌شود. یک حلقه بسته که ممکن است در آغاز آن هیچ سند مستقلی وجود نداشته باشد.

ویدئوی تازه دلیل کافی برای متهم‌کردن همه این افراد به دروغ‌گویی عمدی نیست، اما نشان می‌دهد ادعاهای آنان نباید بدون سند پذیرفته شود. عبارت «منابع موثق» جای تصویر ماهواره‌ای، شناسایی جغرافیایی، اسناد قابل ارائه و تحقیق مستقل را نمی‌گیرد.

  • بحرانی که ریشه آن در داخل پاکستان است

تحریک طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ از اتحاد چندین گروه مسلح در مناطق شمال‌غرب پاکستان شکل گرفت. رهبران، پایگاه اجتماعی، شبکه‌های خویشاوندی و بخش مهمی از میدان عملیاتی این گروه با مناطق قبایلی و خیبرپختونخوا پیوند دارند. افغانستان ممکن است در مقاطعی به پناهگاه یا مسیر رفت‌وآمد برخی اعضای این گروه تبدیل شده باشد، اما منشأ بحران در داخل پاکستان است.

بر اساس آمار PICSS، پاکستان در سال ۲۰۲۵ شاهد یک هزار و ۶۶ حمله مسلحانه بود؛ رقمی که نسبت به سال قبل افزایش داشت. با وجود گسترش عملیات نظامی و حمله به افغانستان، خشونت در سال ۲۰۲۶ نیز متوقف نشده است. این واقعیت نشان می‌دهد که بمباران آن سوی مرز، جای سیاست داخلی مؤثر را نمی‌گیرد.

پاکستان باید توضیح دهد چرا پس از چندین عملیات بزرگ نظامی، شبکه‌های تحریک طالبان دوباره در خیبرپختونخوا فعال شده‌اند؛ چرا نیروهای این گروه می‌توانند با مردم محلی ارتباط برقرار کنند؛ چرا ساختارهای امنیتی در برخی مناطق قادر به جلوگیری از رفت‌وآمد آنان نیستند و چرا توافق‌ها و آتش‌بس‌های گذشته به بازسازی توان این گروه انجامیده است.

نسبت‌دادن تمام بحران به افغانستان، شاید برای مدتی فشار افکار عمومی را از نهادهای پاکستانی دور کند، اما پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌دهد. تا زمانی که عوامل داخلی، شکاف‌های محلی، ضعف حکومت‌داری و اشتباه‌های راهبردی اسلام‌آباد بررسی نشوند، جنگجویان از یک دره به دره دیگر می‌روند و طیاره‌ها بر فراز افغانستان به دنبال هدفی خواهند گشت که ممکن است در همان هنگام داخل پاکستان باشد.

نور ولی محسود
ویدئو ی منتشر شده از نور ولی محسود در در مناطق کوهستانی خیبرپختونخوا نشان داد که پاکستان خود ریشه بحران تروریسم است، نه قربانی آن!

سعید محمدی

لینک کوتاه:​ https://tahlilroz.com/?p=12838

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات