فشار بر افغانستان
در روابط اخیر افغانستان و همسایه اش پاکستان مرز به ابزار سیاست تبدیل شده است؛ گاهی با بستهشدن گذرگاهها، گاهی با محدودیت تجارت، گاهی با اخراج مهاجران و در مقاطع پرتنشتر، با درگیری نظامی و اتهامهای امنیتی. اکنون نشانه دیگری نیز به این فهرست اضافه شده است: فشار بر دانشجویان افغان در دانشگاههای پاکستان.
دستور شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان برای بازگرداندن دانشجویان افغان، در شرایط عادی میتوانست یک تصمیم اداری تلقی شود؛ اما در فضای کنونی روابط کابل و اسلامآباد، چنین برداشتی دشوار است. این تصمیم پس از ماهها تنش میان دو کشور و در شرایطی اتخاذ شده که موضوعات مختلفی از جمله پرونده مهاجران، مرز، تجارت و گروه تحریک طالبان پاکستان، به مهمترین موضوعات اختلاف میان دو طرف تبدیل شدهاند.
اخیرا شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان از مراکز پزشکی خواست دانشجویان افغان را به افغانستان بازگردانند و از پذیرش یا جابهجایی دانشجویان افغان در سال تحصیلی جاری جلوگیری کنند. شماری از دانشجویان افغان که شامل این تصمیم شدند، به دادگاه عالی مراجعه کردند و این دادگاه اجرای دستور را موقتا متوقف کرد و به دانشجویان اجازه داد تحصیل، امتحانات و اقامت در خوابگاهها را ادامه دهند. اما حتی اگر دادگاه در ادامه این دستور را لغو کند، مسئله اصلی باقی میماند: چرا آموزش پزشکی که ماهیتی انسانی و علمی دارد، در میان اختلافات سیاسی و امنیتی دو کشور قرار گرفته است؟
فشار بر افغانستان از مرز آغاز شد
مرز پاکستان و افغانستان در سالهای اخیر بارها به محل اعمال فشار سیاسی تبدیل شده است. بستهشدن گذرگاههای تورخم، چمن و دیگر مسیرها، باعث زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و انسانی میشود؛ از توقف موترهای باربری و افزایش هزینه انتقال کالا گرفته تا سرگردانی مسافران، تاجران و خانوادههایی که رفتوآمدشان به این مسیرها وابسته است.
در اکتبر 2025 پاکستان اعلام کرد تجارت دوجانبه در چند گذرگاه به دلیل نگرانیهای امنیتی متوقف شده است. صدها موتر تجارتی و محمولههای ترانزیتی در دو سوی مرز متوقف شدند. در چنین شرایطی، مرز از یک مسیر طبیعی تجارت به یک اهرم سیاسی تبدیل میشود. هرچه تنش بیشتر شود، هزینه این اهرم نیز بیشتر بر دوش مردم منتقل میشود.
مهاجران؛ دومین حلقه فشار
پرونده مهاجران افغان نیز بخش مهمی از همین معادله است. پاکستان در سالهای اخیر روند بازگرداندن افغانها را شدت بخشیده است. اسلامآباد این سیاست را عمدتا با مسئله اسناد اقامتی و امنیت توجیه میکند. وزارت خارجه پاکستان نیز گفته است افرادی که اسناد معتبر سفر یا اقامت ندارند، میتوانند بر اساس قوانین آن کشور اخراج شوند.
اما مشکل زمانی آغاز میشود که یک سیاست عمومی مهاجرتی با یک منازعه سیاسی درهمآمیزد. در آن صورت، مهاجر افغان دیگر تنها یک مهاجر نیست؛ او میتواند به بخشی از فشار سیاسی بر کابل تبدیل شود. این تصور که میتوان میان حکومت و مردم افغانستان دیوار کشید و سپس شهروندان عادی را هزینه اختلاف دولتها کرد، یکی از خطرناکترین پیامدهای این وضعیت است.
تجارت؛ وقتی اقتصاد به اهرم فشار تبدیل میشود
اقتصادهای افغانستان و پاکستان، بهخصوص در مناطق مرزی، به یکدیگر پیوند خوردهاند. هزاران تاجر، راننده، کارگر و خانواده به تجارت مرزی وابستهاند. اما بستهشدن مسیرها نشان داده است که این وابستگی میتواند علیه طرف ضعیفتر نیز استفاده شود. هنگامی که یک گذرگاه مسدود میشود، زیان اقتصادی فقط متوجه کابل یا اسلامآباد نمیشود، اما شدت اثر آن بر افغانستان، که به مسیرهای ترانزیتی خارجی وابسته است، میتواند بیشتر باشد.
از همینجاست که اقتصاد نیز وارد معادله امنیتی میشود. مرز بسته میشود، تجارت متوقف میگردد، فشار اقتصادی ایجاد میشود و سپس از کابل انتظار میرود در برابر خواستههای سیاسی و امنیتی اسلامآباد انعطاف بیشتری نشان دهد.
TTP؛ قلب اختلاف امنیتی
اما پشت بسیاری از این تنشها، پروندهای وجود دارد که پاکستان آن را مسئله اصلی امنیت ملی خود میداند: تحریک طالبان پاکستان. اسلامآباد حکومت طالبان را متهم میکند که اجازه فعالیت گروههای مسلح ضدپاکستانی، بهخصوص TTP را از داخل خاک افغانستان میدهد. کابل این اتهام را رد کرده است. همین اختلاف، روابط دو کشور را در سالهای اخیر بهشدت تیره کرده است.
در اینجا یک واقعیت مهم وجود دارد: پاکستان میتواند نگرانیهای امنیتی خود را مطرح کند و از کابل بخواهد علیه TTP اقدام کند. اما تبدیل اختلاف امنیتی به مجموعهای از اقدامات علیه مهاجر، تاجر، مسافر و دانشجو، مسئله را از سطح امنیت به سطح مجازات اجتماعی میبرد.
چرا دانشگاه؟
دانشجویی که وارد یک دانشگاه پزشکی شده، شهریه پرداخته یا بورس تحصیلی دریافت کرده، امتحان داده و ممکن است چندین سال از زندگی خود را برای رسیدن به مدرک پزشکی سرمایهگذاری کرده باشد، هیچ نقشی در اختلاف میان کابل و اسلامآباد ندارد. با این حال، دستور شورای پزشکی و دندانپزشکی پاکستان، دانشجویان افغان را هدف قرار داد. اگر اختلاف پاکستان با افغانستان بر سر مرز، TTP و مسائل امنیتی است، چرا دانشجوی پزشکی باید هزینه آن را بپردازد؟
حتی اگر اسلامآباد استدلالهای امنیتی یا اقامتی داشته باشد، مسیر منطقی حل چنین اختلافاتی، گفتوگوی امنیتی، دیپلماسی، سازوکارهای مرزی و توافقهای دوجانبه است؛ نه قرار دادن آینده صدها دانشجو در معرض تصمیمهای ناگهانی. دانشجوی پزشکی نه فرمانده نظامی است، نه عضو یک گروه مسلح و نه تصمیمگیرنده سیاست خارجی افغانستان. او یک سرمایه انسانی است.
این نکته اهمیت ویژهای دارد، زیرا افغانستان در سالهای آینده به داکتر، نرس، قابله و متخصص نیاز خواهد داشت. هر دانشجوی افغان که امروز آموزش پزشکی میبیند، بخشی از ظرفیت انسانی فردای افغانستان است. در نتیجه، فشار بر دانشجویان تنها یک تصمیم آموزشی نیست؛ اگر ادامه پیدا کند، میتواند به تضعیف سرمایه انسانی افغانستان نیز منجر شود.
پاکستان شاید با حکومت افغانستان اختلاف داشته باشد، اما مردم نباید قربانی شوند
اسلامآباد حق دارد نگرانیهای امنیتی خود را مطرح کند. کابل نیز حق دارد اتهامهای واردشده علیه خود را رد کند و از منافع ملی افغانستان دفاع نماید. اما میان یک حکومت و یک دانشجوی پزشکی تفاوت وجود دارد. تنش میان دولتها نباید به تنش علیه جامعه تبدیل شود. پاکستان اگر واقعا مسئلهاش با سیاستهای کابل، مسئله TTP یا امنیت مرزهاست، باید همانجا پاسخ بخواهد. دانشجوی دختر و پسری که برای داکترشدن تلاش میکنند، نمیتوانند جای میز مذاکره دو حکومت را بگیرند.
سخن آخر
روابط افغانستان و پاکستان سالهاست که میان امنیت، مرز، مهاجرت و سیاست خارجی گرفتار شده است. اما زمانی که اختلاف سیاسی به دانشگاه میرسد، زنگ خطر بلندتر شنیده میشود. بستن مرز ممکن است یک تصمیم سیاسی باشد. محدودکردن تجارت ممکن است یک ابزار اقتصادی باشد. اخراج مهاجران ممکن است با قوانین داخلی توجیه شود. مقابله با TTP نیز میتواند در چارچوب نگرانیهای امنیتی مطرح شود.
اما دانشجوی پزشکی کجای این معادله قرار دارد؟ اگر مسئله اسلامآباد با کابل است، چرا باید دانشجوی افغان تاوان آن را بدهد؟ پاسخ این پرسش فقط آینده چند صد دانشجو را تعیین نمیکند. این پاسخ نشان خواهد داد که در روابط افغانستان و پاکستان، انسان هنوز یک انسان است یا به ابزار دیگری برای فشار سیاسی تبدیل شده است.
و شاید مهمترین درسی که این پرونده برای مردم افغانستان دارد همین باشد: در سیاست منطقهای، همسایهبودن الزاما به معنای دوستبودن نیست؛ آنچه اهمیت دارد، رفتاری است که کشورها در روزهای دشوار با مردم یکدیگر انجام میدهند.

سعید محمدی











