هشتمین نشست فرمت مسکو، در شرایطی با حضور نمایندگان افغانستان، پاکستان، ایران، چین، هند، ازبکستان، تاجیکستان و قزاقستان برگزار شد که تنشهای کابل-اسلامآباد به یکی از کانونهای اصلی بحران امنیتی در منطقه تبدیل شده است. چنانچه پاکستان تلاش کرد تا پیش از برگزاری این نشست، با لابیگریهای دوجانبه (از جمله دیدارهای صادق خان با نمایندگان ازبکستان، تاجیکستان و ایران) فضای نشست را علیه طالبان مسموم کند، اما قدرت میزبانی و درایت دیپلماتیک روسیه، اجازه نداد روایتسازی ضدافغانی اسلامآباد بر نشست فرمت مسکو غلبه کند.
از همین رو مقاله حاضر به دنبال ارایه پاسخ به این پرسش است که چگونه حمایت آشکار مسکو از افغانسان و طالبان، نه تنها توطئه پاکستان برای ناامنسازی افغانستان را در فرمت مسکو خنثی کرد، بلکه کابل را به بازیگر تعیینکننده معادلات منطقهای در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن و اسلامآباد تبدیل ساخت؟
تغییر پارادایم مسکو؛ ستایش همهجانبه لاوروف از افغانستان و طالبان
بخش چشمگیر و بیسابقه هشتمین نشست فرمت مسکو، سخنرانی سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه بود. لاوروف در سخنانی صریح، ضمن گرامیداشت پنجمین سالروز آزادی افغانستان از اشغال دو دههای غرب، به صراحت اعتراف کرد که ماشین نظامی ایالات متحده و ناتو در برابر روحیه استقامت و جنگندگی افغانها شکست خورد و مجبور به فرار شد.
همچنان وزیر خارجه روسیه در سخنان خود طیف وسیعی از دستاوردهای حکومت فعلی افغانستان را پوشش داد که نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در نگاه مسکو به کابل است. لاوروف با تأکید بر اینکه «امارت اسلامی نسبتاً موفقانه افغانستان را اداره میکند»، بر محورهای زیر تأکید ورزید:
1. امنیت و مبارزه با تروریسم: لاوروف به مبارزه سازشناپذیر نیروهای امنیتی افغان علیه داعش اشاره کرد و از کشته شدن صدها جنگجوی داعش و خنثیسازی حملات پرسر و صدا تمجید نمود. او تأکید کرد که «به نفع منافع مشترک ماست که به تقویت ظرفیت ضدتروریستی کابل بپردازیم».
2. مبارزه با مواد مخدر: وزیر خارجه روسیه در سخنرانیاش، اقدامات قاطع کابل در توقف قاچاق مواد مخدر را ستایش نمود و مشخصا از کاهش ۹۰ درصدی تولید مواد افیونی در افغانستان، سخن گفت.
3. اقتصاد و توسعه زیرساختها: برخلاف تبلیغات غرب، لاوروف به رشد اقتصاد افغانستان علیرغم فشار تحریمها اشاره کرد. او از اصلاحات مالیاتی، تقویت قوانین ضدفساد، احیای صنعت و تدوین «برنامه پنجساله توسعه صنعت برق» تمجید نمود.
4. تجارت منطقهای: رسیدن حجم تجارت خارجی افغانستان به ۱۴ میلیارد دالر و گسترش مناسبات تجاری با بیش از صد کشور، از دیگر نکاتی بود که لاوروف بر آن تأکید داشت.
دامنه این تأکیدات نشان میدهد که روسیه دیگر طالبان را صرفاً یک «گروه مسلح» نمیبیند، بلکه آنها را به عنوان یک «حکومت کارآمد و مسئولیتپذیر» به رسمیت شناخته است. ستایش از اقتصاد، مبارزه با فساد و امنیت، در واقع پاسخی کوبنده به تبلیغات رسانهای غرب و پاکستان است که تلاش دارند افغانستان را یک دولت ورشکسته و ناتوان نشان دهند.
خط قرمز جیوپلیتیک مسکو و تهران؛ وتوی قاطع بازگشت ناتو به منطقه
یکی از مهمترین دستاوردهای امنیتی نشست مسکو برای افغانستان، مواضع قاطع روسیه در برابر هرگونه حضور نظامی بیگانگان بود. روسیه با استفاده از تریبون فرمت مسکو، یکبار دیگر با استقرار زیرساختهای نظامی ناتو در خاک افغانستان و کشورهای همسایه آن قاطعانه مخالفت کرد.
موضع روسیه در این زمینه، همگرایی کامل با جمهوری اسلامی ایران دارد. هر دو همسایه شمالی و غربی افغانستان، خطر حضور ناتو در مجاورت مرزهای خود را به خوبی درک کردهاند. بازگشت ناتو به افغانستان به معنای استقرار شبکههای جاسوسی، پایگاههای نظامی و تهدیدات موشکی در عمق استراتژیک مسکو و تهران است.
با این حال، این تقابل منافع مسکو/تهران با غرب، به یک «سپر امنیتی» برای امارت اسلامی تبدیل شده است. روسیه با وتوی هرگونه سناریوی بازگشت ناتو، در واقع بقای امنیتی حکومت طالبان را تضمین میکند. این پیام روشن به غرب داده میشود که رویای استفاده از خاک افغانستان برای تهدید همسایگان یا بازگشت به منطقه، با سد نفوذناپذیر روسیه و ایران مواجه خواهد شد.
تریبون مسکو برای متقی و ناکامی پاکستان
فرمت مسکو برای وزیر خارجه حکومت طالبان، امیرخان متقی، تریبونی مهم بود تا آنچه را «پروژه پاکستان برای ناامنسازی افغانستان» مینامد، برای نمایندگان منطقه تشریح کند. بر اساس اظهارات او، پاکستان پروژهای تازه را برای به چالش کشیدن امنیت افغانستان و منطقه آغاز کرده است. در این پروژه، افزون بر نظامیان سابق افغان، اعضای داعش نیز حضور دارند و نیروهای یادشده در نزدیکی مرز دیورند مستقر شدهاند تا ثبات بهوجودآمده در افغانستان را مخدوش سازند.
این ادعا از دو جهت اهمیت دارد. نخست، موضع رسمی طالبان را دقیقاً در برابر روایت پاکستان قرار میدهد. پاکستان کابل را به حمایت از گروههای ضدپاکستانی متهم میکند و طالبان همین اتهام را از جهت معکوس به اسلامآباد بازمیگردانند. دوم، چون این ادعا در نشستی با حضور چین، ایران، هند و کشورهای آسیای مرکزی مطرح شد، بخشی از چارچوب تحلیلی آینده خواهد بود.
از طرف دیگر، نتیجه نشست نیز برای کابل مطلوب بود. با آنکه دستور کار نشست بررسی تنش میان کابل و اسلامآباد بود، اما در این نشست هیچ نقطه توافق میان طرفین ایجاد نگردید. افزون بر این عدم صدور بیانیهی مشترک است. زیرا در چنین نشستهایی، صدور بیانیه علیه یک طرف همواره ابزاری برای فشار سیاسی بوده است. اینکه نشست با حمایت مسکو به چنین بیانیهای نینجامید، نشان میدهد وزنه طالبان در این میز آنقدر سنگین بود که مانع تبدیل فرمت مسکو به جبههای علیه افغانستان شود.
خلاصه اینکه هشتمین نشست فرمت مسکو، نقطه عطفی بود که در آن پاکستان نه تنها در هدف خود برای محکومیت افغانستان ناکام ماند، بلکه با افشای پروژه استفاده از داعش و نظامیان سابق در مرز دیورند، خود در موضع دفاعی قرار گرفت. در مقابل، افغانستان با تکیه بر حمایت آشکار مسکو و ارائه کارنامهای از دستاوردهای داخلی (از کاهش ۹۰ درصدی مواد مخدر تا رشد اقتصادی و امنیت)، توانست تریبون منطقهای را به نفع خود مصادره کرده و خط بطلانی بر تلاشهای اسلامآباد و واشنگتن برای انزوای کابل بکشد.

عایشه ببرک خیل











